پایگاه خبری قم نيوز 31 فروردين 1396 ساعت 7:00 http://qomnews.ir/news/47409/حکایت-طلبه-شهیدی-خانواده-تلاوت-دسته-جمعی-قرآن-عادت -------------------------------------------------- پاسداشت فرمانده اسبق سپاه قم عنوان : حکایت طلبه شهیدی که خانواده را به تلاوت دسته جمعی قرآن عادت داد -------------------------------------------------- قم نیوز: حضور صمیمانه و ناصحانه در جمع اعضای خانواده و تشویق همسر و فرزندان به تلاوت دسته جمعی قرآن کریم، یکی از یادگارهای خانواده طلبه سرافراز انقلاب و دفاع مقدس حجت‌الاسلام و المسلمین سید احمد نبوی است. متن : به گزارش قم نیوز، متولد فروردین ماه سال 1329 در روستایی از توابع سمنان است. تحصیلات ابتدایی را در روستا گذراند و سپس برای تحصیلات بالاتر به سمنان رفت. از همان دوران نوجوانی به یادگیری علوم حوزوی علاقه مند شد و راه قم را در پیش گرفت. در قم با حضرت امام و اندیشه های ناب ایشان آشنا شد و به مبارزان انقلابی پیوست. ماه ها تحت تعقیب ساواک بود و البته چندین نوبت هم دستگیر و شکنجه شد. یکی از دوستانش از آن دوران چنین می گوید: "یادم می آید که در یک روز، سه مرتبه لباس عوض می کرد و مثلاً عمامه سیاه را بر می داشت و عمامه سفید می گذاشت یا نعلین را در می آورد و کفش می پوشید و مرتب تغییر لباس می داد تا لو نرود؛ حتی گاهی برای دور ماندن از شر ساواک و مأمورانش، به زندگی مخفیانه روی می آورد." او پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دفتر نمایندگی ولی فقیه در سمنان رفت و به انجام وظیفه پرداخت. سال 1360 بود که به سپاه سمنان رفت و مسوولیت روابط عمومی آن را بر عهده گرفت. توانمندی های وی سبب شد تا مسوولیت سپاه شهرکرد و پس از آن فرماندهی سپاه قم به وی واگذار شود؛ اما با این حال هیچگاه از یاد روستای زادگاهش غافل نمی شد و مرتب به آنان سر می زد و در رفع نیازمندی های مردم می کوشید. او حتی در آن زمان که امر طائفه گری در روستای زادگاهش، مرسوم بود و هر طائفه برای خود، هیات عزاداری مستقلی در ماه محرم تأسیس می کرد؛ به میان مردم می رفت و آنان را به یکپارچگی و وحدت فرا می خواند. حجت الاسلام و المسلمین سید احمد نبوی سرانجام در بهمن ماه سال 1364 و در عمیلات والفجر هشت در منطقه فاو به شهادت رسید و به ملکوت اعلی پر زد. یکی از همرزمانش از لحظات شهادت او چنین نقل کرده است: "با حاج آقا نبوی از اروند می گذشتیم که به فاو برویم. درگیری به شدت ادامه داشت. نتوانستیم جلوتر برویم و مجبور شدیم بازگردیم. سوار یک قایق شدیم که یک بسیجی آن را می راند. وسط اروند بودیم که صدای مهیبی در گوشم پیچید. یک لحظه حس کردم کمرم سوخت؛ چند تا ترکش به من و آن برادر بسیجی اصابت کرده بود و از کمر من و سر و صورت او خون می ریخت. به حاج آقا سید احمد نبوی نگاه کردم. خیلی آرام گوشه قایق نشسته بود. با اشاره چشم گفت که حالش خوب است. وقتی به اورژانس صحرایی رسیدیم تازه فهمیدم حاج آقا هم زخمی است و ترکش خورده است. ساعاتی بعد من و آن برادر بسیجی مرخص شدیم؛ اما ترکشی که در قلب حاج آقا نشسته بود، کار خودش را کرد و تلاش پزشکان بی نتیجه ماند. هنوز لبخندِ روی لب حاجی در آن لحظات را به یاد دارم." حاج آقا به شهادت رسید؛ اما به قول همسر شهید، وی در زندگی اش حاضر است و حتی برای ازدواج دخترش، به خواب وی آمد و یکی از خواستگاران را تأیید کرد. او می گوید: "ما به حضور ایشان در زندگی یقین داریم." از شهید حجت الاسلام نبوی، وصیت نامه ای هم به یادگار مانده است که وی در بخش های ابتدایی آن از حضرت امام (ره) با عنوان "ابرمرد تاریخ اسلام" یاد می کند: "بسم الله الرحمن الرحیم با درود به پیشگاه شهدای صدر اسلام و شهدای به خون خفته انقلاب شکوهمند اسلامی؛ به خصوص شهدای 17 شهریور؛ شهدای 22 بهمن و 7 تیر و 8 شهریور و دیگر شهدای عزیزی که در جبهه ها، جان برکف از مکتب راستین اسلام حراست می کنند. درود بی پایانم به شیر همیشه در صحنه و امید محرومان جهان اسلام و جان جانان و کوه ایمان و ابرمرد تاریخ اسلام، حضرت امام خمینی و درود بر تمام شهدا و صلحا و عقلا و علما و فضلا سخنم را آغاز می کنم. خداوندا! تو شاهد و ناظر باش که دشمنان اسلام در کمین هستند تا انقلاب و نهضت اسلامی امت شهیدپرور را به نابودی بکشند. باید من و دیگر همسنگرانم مهلت به این کوردلان تاریخ نداده و همچون حسین، سرور شهیدان، از جان و مال خویش در این راه بزرگ عاشقانه بگذریم. من ندای رهبر کبیر انقلاب را لبیک گفته و روانه جبهه شدم و از تو ای معبود جهانیان خواستارم که اگر لیاقت این را دارم همچون دیگر سربازان صدر اسلام و انقلاب، خونم را فدای اسلام عزیز کنم تا خون من حقیر گوشه ای و نقطه ای را از خاک میهن اسلامی آبیاری کند. خداوندا! من نمی توانم لمس بکنم که متجاوزان بعثی گوشه ای از کشور اسلامی مان را اشغال نظامی کرده و من تا جان در بدن دارم، باید به این دشمن درس بدهم که جوانان امت اسلامی آماده شهادت هستند؛ چراکه در مکتب شهادت که همانا مکتب حسین و یارانش هست، درس شهادت آموخته اند." او در ادامه وصیت نامه اش، سخنی هم با خانواده خود و همچنین با طلاب و حوزویان دارد: "پدر و مادر ارجمندم! اولاً من خودم به شما تبریک و تهنیت عرض می کنم چرا که شما پدر و مادری هستید ایثارگر و حاضر شدید که فرزندتان را در راه خدا فدا بکنید تا اسلام و حاکمیت الله استقرار یابد. آفرین بر چنین پدر و مادرها که سخنان رهبر خویش را به گوش شنیدند و میوه دل خود را که همانا زحماتی را متحمل شدند، در راه حق و حقیقت دادند. پدر و مادر عزیزم! تا شما از من راضی نشدید من پا به جبهه ننهادم و تا خدای من از من راضی نشد، در خون نخواهم خفت و به دیدار او نخواهم رفت. هر وقت خبر شهادت من به شما رسید؛ دوست دارم دست خود را به سوی آسمان بلند کرده و از خداوند بخواهید که این قربانی راه خودش را از شما بپذیرد و مبادا در مرگ من که همانا آرزوی دیرینه ام بوده و هست، شِکوه کنید؛ چرا که رهبر عزیزمان می فرماید: شهادت، سعادتی است که نصیب هر کسی نمی شود. از خداوند می خواهم که به شما صبری بزرگ عطا فرماید که بتوانید در مرگ من صبر خدا را پیشه خود قرار بدهید. برادران عزیز و خواهران مهربانم! برادر شما به آرزویش نائل آمد و دعوت حق را لبیک گفت و عاشقانه و مشتاقانه به سوی کربلای معلی شتافت و سعادتی بزرگ که همانا در خون خفتن در راه خدا بود، نصیبش گردید. باید ببخشید اگر نتوانستم در طول زندگی با شما خوش برخوردی بکنم؛ از این اشتباه من بگذرید و از خداوند بخواهید که گناهان مرا ببخشد و مرا با شهدا و صدیقین محشور فرماید. برادران و خواهران عزیز! از شما عاجزانه می خواهم که گوش به فرمان امام عزیز و روحانیت مبارز باشید که اگر تخطی بکنید، انقلاب و خون عزیزان هیچ و نابود خواهد شد. همسنگرانم و طلاب، ای آینده سازان انقلاب! رهبر عزیز انقلاب و مدرس شهید و مطهری شهید و شهید مظلوم بهشتی را اسوه و الگوی خود قرار بدهید که جامعه اسلامی نیاز شدیدی به وجود شما دارد. خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار. فرمایشات امام را گوش کنید و دست از امام برندارید؛ همیشه با انقلاب اسلامی و پشتیبان اسلام ناب محمدی باشید." لازم به ذکر است که پیکر مطهر حجت الاسلام و المسلمین سید احمد نبوی در گلزار شهدای حضرت علی بن جعفر (ع) قم به خاک سپرده شده است. روحش شاد و یادش گرامی. انتهای پیام / 136