۰

چه کسانی شهید محسوب می شوند؟

قم نیوز: کسانی که با موانع سیر انسانی جهاد نمایند و در این مسیر جان خود را از دست بدهند نیز شهید محسوب می شوند.
چه کسانی شهید محسوب می شوند؟
به گزارش قم نیوز، پاسخ به سوال (چه کسانی شهید محسوب می شوند؟) در ضمن دو بخش داده شده است.

بخش اول پاسخ

كلمه مباركه شهيد بنابر معناي بلن كه در مفهوم آن نهفته است و بنابر آنچه كه از كلام كامل و جامع امامان معصوم (ع) بر مي آيد، عموميت دارد و شامل مصاديق مختلفي مي گردد.

پيامبر گرامي فرموده اند«هركه درراه دفاع ستم از خود كشته شود شهيد است»[1]

و درجايي ديگر فرموده اند:«هركسي بر دوستي آل محمد بميرد شهيد مرده است»[2]

وامام زين العابدين (ع) فرموده اند هر كه در زمان غيبت قائم ؛ بر موالات و دوستي بميرد خداوند پاداش هزار شهيد مانند شهيدان بدر و احد به او اعطا كند»[3]

ودر برخي روايات ديگر كسي را كه درغربت بميرد: و نيز كسي را در طلب علم و كسب حقايق معارف جان بسپارد را شهيد شمرده است و ... يكي از مصاديق بارز اين معنا شهادت مصطلح و خاص و مفهوم مشهوري است كه ما با آن مأنوسيم و كسي كه در راه خدا به معركه جنگ قدم مي گذارد و در اين راه كشته شود را شهيد مي ناميم چنانكه پيامبر اعظم در فضيلت اسن مصداق فرموده اند دوست دارم كه درراه خدا بجنگم و كشته شوم وياز بجنگم و كشته شوم و باز هم بجنگم و كشته شوم.[4]

وفرمايش حضرت وصي اميرالمومنين (ع) هم ناظر به اين مصداق از معناي شهيد است كه فرموده اند سوگند به آنكه جان علي در دست اوست فرود آمدن هزار ضربت شمشير بر سر آسانتر است از مردن در بستر»[5]

تعريفي كه در فقه اسلامي و فقه جعفريه (ع) درباره شهيد ارائه شده نيز ناظر به همين مصداق خاص است و چون احكام شريعت عهده دار تنظيم و تطهير جسم و امورمربوط به جسم انسان است تا با رعايت اين مرحله روح آدمي آماده قبول معارف و حقايق و قرب الهي گردد از اين رود دايره اين تعريف مضبوط و محدود است در كتاب فقهي الروضه البهيه في شرح لمعه الدمشقيه در باب تغسيل و تكفين ميت و رعايت آداب شرعي نسبت به جسم است از اين باب كه شهيد در معركه غسل و كفن ندارد بحث شهيد به ميان آمده و جناب شهيد ثاني به تعريف عنوان شهيد مي پردازد مي فرمايد شهيد آن مسلماني و كسي در حكم مسلمان باشد است كه به دستور پيامبر يا نائب خاص آند و وارد معركه جنگ با دشمن گردد و كشته شود.[6]

چنانكه در تعريف مذكور ملاحضه مي شود وقت هاي فقهي براي اجراي احكام شرعي اسلامي در اين تعريف لحاظ شده است و تنها شهيدي كه اين خصوصيات در او جمع شده است عنوان شهيد بر او صدق مي كند و طبق احكام شريعت حقه پيامبر اعظم غسل و كفن ندارد در كلام الهي قران كريم به عنوان شهيد بر خصوص كشته در راه خدا اطلاق نگرديده است، در آيه مشهور لا تحين الذين فتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون»فقط عنوان «مقتول في سبيل الله» مطرح شده و مقام چنين كشته اي را تبيين فرموده است در غالب روايات نيز عنوان شهادت به كار برده نشده ، ما به تبع كلام معصوم و به كار بردن لفظ شهيد در ادعيه وزيارات و برخي روايات براي كشته شدگان در راه خدا عنوان شهيد را بر مقتول في سبيل الله اطلاق مي نماييم چنان كه امام علي (ع) در انتهاي نامه معروف خود به مالك اشتر چنين مي نويسند از خداوند مي خواهم كه از روي فضل و رحمت و قدرت خود كه بر همه چيز قادر است عاقبت خودم و تو را با سعادت و شهادت به ختم رساند.[7]

پس با توجه به مصاديق كلمه مباركه شهيد و مفاهيمي كه در توصيف شهيد در بيان معصوم آمده است در يك جمعبندي مي گوييم؛ كسي كه در راه قرب و رضاي حق متعال جهد وتلاش نمايد و با آنچه كه مانع سير سعادت انساني است جهاد نمايد ودر اين مسير جان خود را از دست مي دهد اگرچه در معركه جنگ هم نباشد شهيد محسوب مي شود و از مصاديق بارز و عالي اين معنا انساني است كه در راه وصول به اني هدف در معركه جنگ با دشمن حضور يابد و كشته شود و اين همان مرتبه و مقامي است كه همه اولياي الهي آرزوي آن را داشته و دارند و ار محضر حضرت دوست خواستارند تا ختم زندگي جهادي شان با عرضه جان ناقابل خويش و رختن خون پاي محبوب باشد كلام حضرت وصي علي (ع) در عشق به جان باختن در زير ضربات شمشير نيز اشاره به اين عنايت نوراني است، والا سراسر زندگي مبارك آن حضرت در جهاد الهي بوده است و دم به دم در مقام شهادت مقيم بوده اند و اگر به مرگ طبيعي نيز از اين عالم رحلت مي نمودند باز هم عنوان شهادت بر رحلتشان صادق بود اما تقدير الهي بر وصول برتربن انسانهاي عالم به بالاتربن مقامها رقم خورده است و خداوند حكم بر اساس قابليت قلبي و وسعت وجودي انان كشته شدن و خون غلتيدن را نيز علاوه بر شهادت قلبي در طول زندگي برايشان خواسته است به خاطر دارم روزي امام راحل عظيم الشأن رحلت فرمده بودن طلاب يكي از شهرها با بالاي درب محل تحصيلشان پارچه اي نصب كرده بودند كه بر روي آن نوشته بود «شهادت بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت روح الله را تسليت مي گوييم»!

 اين تعريف و بر اساس اين مباني اگر در كلام پيامبر اكرم و حضرت امام سجاد(ع) كسي كه بر موالات و دوستي اهل بيت بميرد را شهيد بر شمرده اند، به صرف اضهار محبت و علاقه نمي باشد بلكه علاقه صادقانه به امام (ع) جلب رضابت اوست و حلب رضايت معصوم ؛ زندگي مجاهدانه و سيره صادقانه در مسير ارزشها و آرمانهاي انسان كامل و سلوك پيوسته در راه او براي كسب سعادت عالي انساني در بعد مزدي و اجتماعي است، و همچنين اگر فرموده اند كسي كه درغربت بميرد شهيد مرده است مقصود هر كسي نيست كه در شهر و دياري غريب باشد و آشنايي و اهلي نداشته باشد بلكه مقصود مؤممن مجاهدي است كه حق گو و حق مدار است اما در ميان حث نشناسان و حق گريزان غريب واقع شود و در اين غربت جان سپارد، چنين كسي مجاهد در راه حق و شهيد از دنيا رفته است.

فهم روايات و كلام قرآن ناطق نياز به طهارت قلب و عنايت شهيدان دارد؛ كه اميدواريم خداوند به ما و همه مشتاقان عطا فرمايد.

 بخش دوم پاسخ

اگر چه شايسته است براي سخن گفتن درباره حقيقت مقام شهيد و فوز شهات شخص چشيده اي لب بگشايد و آنكه داراي قلب سليم و بصيرت قلب است واز عالم شهادت بهره مندي يافته، دست به قلم شود، بلكه شخص پرسشگر به صبر بنشيند و در سكوت افتد تا پاسخ را نه از گوش سر بلكه از گوش سر و از سر شهيد دريافت نمايد و در اين راه عجله ننمايد تا پختگي حاصل شود و همانا جواب زود هنگام در باب معارف نه تنها عدم پذيرش قالب را به دنبال دارد بلكه پايخ را نيز ضايع مي كند و گاهي اوقات محروميت از فيض الهي را به دنبال دارد.

مطالبي كه به عنوان پاسخ ارايه گرديد با استناد به كلامي الهي و گفتار معصوم و كتب عارفان و عالمان پاك سيرتي است كه عارف به مقام شهيد و شهادت بوده اند و در راه بذل معارف اهل بيت (ع) رنجهاي فراواين را متحمل شده اند.

شهيد اسمي از اسماء الهي است كه دلالت بر حضور و شهود پيوسته حق تعالي بر همه اشيا دارد«والله علي كل شي شهيد» آيت حق مرحوم حاجي ملاهادي سبزواري در شرح دعاي جوشن كبير در شرح ايم مبارك شهيد مي نوسيد شهيد يعني حاضر و ناظر بر همه اشياء»[8]

حضرت استاد علامه طباطبايي در تفسير گرانسنگ الميزان ذيل اين آيه شريفه آورده اند «... شهد الله انه الا اله الا هو و الملائكه و اولو العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزير الحكيم»

حضرت استاد علامه طباطبايي درتفسير گرانسنگ الميزان ذبل آيه شريفه آورده اند«... خداوند در فعش قائم به قسط (عدل) است و خلقش حاكم به عدل چون امر عالم را از راه خلقت اسباب و مسببات (علت و معلول) و بر قرار كردن روابط بين اين دو سلسله تدبير كرده و همه آنها از اويند و به او باز مي گردند[پس خود حق تعالي با فعل و خلق حكمانه اش به وحدت و يكپارچگي و گستره نوري وجودي اش در همه اشيا شهادت مي دهد] و همچنين فرشتگان شهادت مي دهند و او را[به اين وحدت و حكمت صنع تسبيح مي گويند و شهادت آنها همان تسبيح و تقديس آنهاست و صاحبان علم و خرد نيز به يگانگي او از طريق[تفكر و تدبر و شهود] آيات آفاقي و انفسي شهادت مي دهند واين اعتقاد مشاعر آنها را انباشته و درعقلهاي ايشان نفوذ كرده است ...»

واژه شهيد در كتابهاي لغت به مفاهيم: حاظر، ناظر، كواه، امين در شهادت گزارش را ستين آگاه، نمونه، الگو و كسي كه چشمها به وي دوخته شده است به كار رفته و شهادتت جان دادن در راه خدا و نوعي علم حضوري است»

در شرح و ترجمه كتاب خواص و مفاهيم اسماء الله الحسني آمده است: تحليل اين اين از دو جهت قابل بررسي خواهد بود يعني اسم فاعلي كه در اين صورت الشهيد از جنس مفهوم تخصيص يافته عليم خواهد بود زيرا اگر علم الهي به طور مطلق مورد توجه قرارگيرد.

اسم علم بر او اطلاق مي شود و اگر تعلق علم او بع غيب منظور گردد، بر او اسم خبير اطلاق مي گردد و اگر متعلق علم او عالم شهادت باشد بر او اسم شهيد اطلاق مي گرددبنابراين بر حسب اين تفسير اسم شهيد گو ياي علم خداوند به عالم جزئيات نه كليات مي باشد.

وحضرتش در هر موجودي قابل ملاحضه است ...»

و درباره چرايي عنوان شعيد به انساني كه يه اين مقام نائل مي شود اقوال مختلفي مطرح شده است جناب شهيد ثاني در شرح لمعه فرموده است «منهي بذلك لانه مشهود له بالمغفره و الجنه» يعني او شهيد ناميده شده چرا كه از جانب انبيا و ملائكه الهي شهادت داده شده است كه او به مرتبه غفران الهي و جنت حق واصل گرديده است»

چرا كه از جانب انبيا و ملائكه الهي شهادت داده شده ايت كه او به مرتبه غفران الهي و جنت حق واصل گرديده است»

برخي گفته اند: او را شهيد ناميده اند چرا كه او نمرده و گويي حاضر است و برخي گفته اند چون ملائكه رحمت خدا پيوسته شاهد اويند و تولي ديگر علت شهبد را اينگونه بيان كرده كه او در ام رخدا قيام به شهادت حق كرده و شاهد كرامتي است كه خدا از برايش مهيا كرده است»

در كتال شرح اسماءالحسني علامه عارف سيد حسين همداني درود آبادي در ذيل اسم مبارك شهيد پس از نقل آيه شريفه «كذلك جعناكم امه و سطالت كونو شهدا علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا»

روايت بلندب را از روضه كافي نقل مي نمايد كه امام صادق (ع) فرموده اند آنگاه كه روز قيامت فرا رسد و خلائق در پيشگاه حضرت حق جمع گردند: اولين كسي كه فراخوانده مي شود نوح نبي(ص) است و خداوند متعال از او آيا پيام رسالتت را ابلاغ نمودي؟ سپس از او گوهي بر امر رسالت طلب مي نمايد و نوح و قومش به سوي پيامبر و امير المؤمنين مي روند سوال مي فرمايد ...»

تا آنجا كه مضمون فرمايش حضرت امام صادق(ع) اينست؛ كه پيامبر خود به ابلاغ رسالت نوح گواهي نمي دهد بلكه دو تن از شهيدان والا مقام صدر اسلام راب براي گواهي امر رسالت حضرت نوح فرا مي خواند و به جعفر بن ابيطالب و حمزه سيد الشهدا(ع) دستور مي دهد تا اين ام را انجام دهند در روايت فوق نكات ظريفي در مقام رفيع شهادت پيامبر اعظم و حضرت وصي علي7 نهفته است كه به جهت پرهيز از طولاني شدن مطلب از بيان آ صرف نظر مي كنيم البته در باره روايت مدكور بيان اين نكته ضروري است كه مقام جناب جعفر بن ابيطالب و حمزه سيد الشهدا(ع) به تبع مقام و جايگاه والاي پيامبر اعظم است چرا كه پيامبر خاتم برتبر و با فضيلت تر از پسامبران ما قبل خود است و اوصياي او يعني جانشينان ائمه معصومين نيز برتر از اوصياي انبياي ماقبل مي باشند ونيز امت پيامبر خاتم هم از امتهاي پيامبران ما قبل برتر و والاتر ( و به همين ترتيب دشمنان و نا سپاسان نيز پست تر و با شقاوت تر اند از اين رو شهيدان و الا مقام امت پيامبر اعظم بر حسب درجه و رتبه گواه انبياء و امت هاي پيامبران گذشته خواهند بود.

در همين كتاب پس از ذكر آيه شريفه و روايت فوق تبيين در مقام شهادت مي فرمايد«فحقيقه الشهاده عباره عن كشف الحجاب بين الشاهد و المشهود و احضار الشاهد المشهود في عالمه و احاطته عليه والا فجعفر و حمزه بل امير المؤمنين بل و رسول الله(ص) لم يكونوا في زمن نوح(ع) فهي غير الحضور، ...»

بين حقيقت شهادت عبارت است از بر طرف شدن حجاب بين بيننده و مشاهده شوند (به بيان ديگر برداشته شدن هرچه كه مانع از رويت بيننده شود ) و حاضر نمودن بيننده آنچه را كه بخواهد ببيند را در حضور خود و احاطه وجودي بر مشاهده شونده و الا جناب جعفر و حمزه بلكه امير المؤمنين7 ورسول خدا (ص)در زمان حضرت نوح نبودند؛ پس حقيقت شهادت غير از حضور زماني و مكاني است، ...»

با توجه به معنا و لطائفي كه در باب حقيقت اسم شهيد و مقام شهادت اولياي الهي بيان شده اين نتيجه حاصل مي شود كه:

انساني كه به مقام شهادت و اصل مي گردد(چه كشته دست دسمن و چه كشته دوست)؛ مطابق وسعت وجودي خود- كه با طهارت و مراقبت پيوسته وعلم و عمل و يا به عبارت دگر جهاد في سبيل الله ايجاد مي گردد در تلقي مقام شهادت بإذن الله به مراتبي ازعلم الهي و شهود و احاطه بر خلق دست يابد و پيوسته دراين حال در پيشگاه حق بسر مي برند و اوج مي گيرند از اين رو امام عاشقان و مراد رزمندگان و شهيدان و سيد شهداي نظام مقدس جمهوري اسلامي: خميني كبير فرموده اند: «شهدا در قهقهة مستانه شان و درشادي وصولشان عند ربهم يرزقونند»

و دلداده ولايت سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضي آويني در نجواي با شهيدان مي گويد:«اي شهيد؛ اي آنكه بر كرانه ازلي و ابدي وجود بر نشسته اي دستي برآور و ما قبرستان نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش!»

اماپاسخي ديگر به اينكه به چه كساني شهيد مي‌گويند؟

الف) شهيد در لغت كسي را مي گويند كه در راه خدا و براي جلب رضايتش كشته مي شود در اصطلاح حقيقي و حكمي اطلاق مي شود.

حقيقي: مسلمانان كه در خط مقدم و حين پيكار با ظالم و دشمن دين جانش را ازدست مي بدهد كه در اين صورت براي دفنش نيازي يه غسل و كفن نيست.

حكمي: مسلماني را گويند كه بر اثر بيماري هايي چون تب، طاعون، وبا، اسهال، ويا ؟؟؟/ از دنيا درخت بندد ويا كسي در آرزوي شهادت حقيقي و براي نائل شدن به آن نيكي پيشه كرده ولي به مرگ غير از شهادت از دنيا برود بر خلاف قسم اول اين افرا از غسل كفن نبوده و بايد طي مراحل غسل و كفن دفن شوند.

ب) مقام شهيد: لسان انسان قاصر از بيان مقام شهيد ان و اجر ايست كه بر عملشان است لذا براي درك مقامشان بايد به كلام خداو و معصومين (ع) تمسك جوئيم تا از عرشيان و اوليايي بودنش آگاه گرديم.

انجام بالاترين خوبيها والاترين مقام ها براي انسان به ارمغان مي آورد

خوبيها رسول خدا كه بيشتر از هر كس ديگري به خير و خوبي آشناست مي فرمايند.

فوق كل ذي بر بر حتي يقتل في سبيل الله فليس فوقه بر

(بلاتر از هر كاري خيرو نيكي ديگري است تا آنكه فردي در راه خدا كشته شود و بالاتر از كشته شدن در راه خدا خير و نيكي نيست)

پس مقامي كه خدا به شهيد بخاطر فدا كردن جانش در راه خدا اعطا مي كند بالاترين مقام هاست.

خداوند شهيد را مرده نمي داند و خطاب به بندگان مي فرمايد(به كساني كه در راه خدا كشته مي شوند مرده نگوييد بلكه زنده ابدي هستند لكن همه شما اين حقيقت را در نخواهيد يافت)(بقره آيه154).

در روايتي ديگر چنين آمده است كه: سر شهيد در دامان دو حوري بهشتي قرار مي گيرد و آن دو گرد و غبار از چهره اش مي زدايند و به او مي گويند شهادت در راه خدا مبارك باد.(كنز العمال ج4-ص21-ح1153

و بازهم رسول خدا مي فرمايند شهيد 1. با اولين قطره خون او تمام گناهانش بخشيده مي شود2. جايگاه خود را در بهشت مي بيند3. از حوريان با او ازدواج مي كنند4. از وحشت بزرگي در روز قيامت در امان است5. از عذاب قبر ايمن است6. به زيور ايمان آراسته است.

البته احاديثي كه در اين باب وارد شده آنقدر زياد است كه مي توان يك چهل حديث در مقام شهيد نوشت و اين بخش محدودي بود كه در اين مقال كوتاه بيان شد

كلمه و مفهوم شهيد در كلمات و فرهنگ اسلامي مفهومي نوراني و مقدس است. در قرآن كريم حدود 56 بار كلمة شهيد و مشتقات ديگر آن ذكر شده است.

در كتب لغت، براي كلمة شهيد چند معنا ثبت شده است، مانند امين در ارائه شهادت، گواه، كشته در راه خدا و كسي كه چيزي بر او پوشيده نيست.

برخي از علماء در تفضيل معناي لغوي شهيد گفته اند: شهيد از مصدر شهود است كه معناي حضور را مي‌دهد. بنابراين شهيد يعني كسي كه به باطن اشياء آگاهي دارد يعني آنچه كه مي‌شود ديد.

در تعريف اصطلاحي نيز واژه شهيد به دوگونه تبيين شده است:

الف: كسي كه در خط مقدم و حين پيكار با دشمن دين، جانش را از دست بدهد. چنانكه پيامبر اعظم(ص) در فضيلت آن مصداق فرموده اند: دوست دارم كه درراه خدا بجنگم و كشته شوم و باز بجنگم و كشته شوم و باز هم بجنگم و كشته شوم.[9]

وفرمايش حضرت وصي اميرالمومنين(ع) هم ناظر به اين مصداق از معناي شهيد است كه فرموده اند: سوگند به آنكه جان علي در دست اوست فرود آمدن هزار ضربت شمشير بر سر آسانتر است از مردن در بستر»[10]

ب : كسي كه در پيكار با دشمن دين كشته نشده اما بر طبق روايات مقام شهيد را دارد. به عنوان مثال:

كسي كه خدا و پيامبرش9 را و اهل بيتش: را بشناسد و حقوق آنان را بداند.[11]

كسي كه دوستدار آل محمد(ص) از دنيا برود.[12]

كسي كه شهادت را خالصانه و صادقانه از خداوند طلب كند.[13]

كسي كه در راه خدا جهاد كند. (چه كشته شود چه كشته نشود) [14]

كسي كه در راه دفاع از جان، مال و حق خانواده‌اش كشته شود.[15]

كسي كه در راه خدا مجروح يا زخمي شود. [16]

كسي كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كند.[17]

كساني كه از مرزها حراست مي‌كنند.[18]

كسي كه پاكدامني و عفت خود را حفظ كند در حالي كه توان انجام گناه را دارد.[19]

كسي كه به سبب بيماري خاص يا تحت شرايط خاص (مثل غرق شدن در آتش، زير آوار، زن باردار) بميرد.[20]

كسي كه در راه دفاع ستم از خود كشته شود شهيد است[21]

* در اينجا اين سؤالي پيش مي‌آيد: چرا كشته راه خدا را شهيد مي‌گويند؟

در اين‌باره وجوه مختلفي ذكر شده است، مانند:
1ـ شهيد، شهادت حق را در راه خدا برپا كرده، عملاً به حق شهادت مي‌دهد.
2ـ فرشتگان او را مي‌بينند، پس او شهيد به معناي مشهود است، سُمِيَ بِذلِكَ لِأنَّ مَلائِكَةُ الرَّحمَةِ يَشهَدونَهُ فَيَأخُذُونَ رُوحَهُ[22]
3ـ خداوند و فرشتگانش، بهشت را براي شهيد گواهي مي‌دهند، لِأنَّ اللهَ وَمَلائِكَتَهُ شُهُودُهُ بِالجَنَّةِ[23]
جناب شهيد ثاني; در شرح لمعه فرموده است: «سُمِيَ بِذلِكَ لِأنَّهُ مَشهودٌ لَهُ بِالمَغفِرَةِ وَ الجَنَّه» يعني او شهيد ناميده شده چرا كه از جانب انبياء و ملائكه الهي شهادت داده شده است كه او به مرتبه غفران الهي و جنت حق واصل گرديده است»
4ـ شهيد زنده و نزد پروردگارش حاضر است، ِلأنَّهُ لَم يَمُت كَأنّهُ حَيٍّ وَحاضِرٌ عِندَ رَبِهِ[24]
5ـ ملكوت و مُلك خداوند را مشاهده مي‌كند، لِلشَهيدِ سَبعُ خِصالٍ ـ والسابِعَةُ أن يَنظُر في وَجهِ اللهِ[25]
6ـ روز قيامت گواه بر امت‌هاي ديگر است، لِأنَّهُ مَن إستَشهَدَ بِهِ يَومَ القيامَةِ مَعَ النَّبيِ عَلَي الاُمَمِ[26]

[1] كنزل العمال/11205 [2] بحارالانوار/ج98، ص138، ح76 [3] بحار ج82، ص172 ح6 [4] صحيح مسلم 1872 [5] الارشاد للمفيد ح1/ص238 [6] الروضه البهيه في شرح المعه الدمشقيه با شرج مرحوم كلانتر ج1 كتاب الطهارت احكام غسل الاموات ص127 [7] نهج البلاغه نامه 53 [8] يعني اسم مفعولي كه در اين صورت اين اسم گوياي مشهود بودنن خداوند در سراسر گيتي است چنانكه به تصريح الهي در سوره آل عمران آيه 18 «شهدالله انه لا اله الا هو» هيج گونه دوگانگي حقيقي در مقابل ذات الهي موجود نيست. [9]- صحيح مسلم 1872. [10]- الارشاد للمفيد ح1/ص238. [11]- نهج‌البلاغه / خطبه 190. [12]- بحارالانوار، ج 68، ص 137 و ج 82، ص 172. [13]- صحيح مسلم، خبر 1908، پيامبر اكرم ص. [14]- وسايل الشيعه، ج 11، ص 12، پيامبر اكرم ص. [15]- كنزالعمال، خبر 2116، پيامبر اكرم ص . اصول كافي، ج 7، ص 296، پيامبر ص. [16]- كنزالعمال، خبر 20510، پيامبر اكرم ص . فتح الباري، ج 6، ص 24، پيامبر اكرم ص. [17]- كنزالعمال، خبر 2079، پيامبر اكرم ص. [18]- كنزالعمال، خبر 2100 و 1645 و 1651 پيامبر اكرم ص. [19]- كنزالعمال، ج 4، خبر 2110، پيامبر ص . نهج‌البلاغه، حكمت 466 امام علي(ع) . [20]- كنزالعمال، ج 4، خبر 2090 پيامبر اكرم ص. [21]- كنزل العمال/11205. [22]- شرح مسلم، ج 13، ص 34. [23]- جواهر، ح 4، ص 88. [24]- سوره مباركه بقره/ آيه 154، سوره مباركه آل عمران/ آيه 169. [25]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 16. [26]- بهاء الدين خرمشاهي، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهي، ص 1338.

انتهای پیام / 137
يکشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۰۳
کد مطلب: 50937
مرجع : سایت جامع راویان کشور
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *