۰
قم نیوز گزارش می‌دهد

طلبگی شغل نیست، یک باور است

قم نیوز: خیلی‌ها فکر می‌کنند که طلبه بودن شغلی است که برای آن طلبه‌ها حقوق دریافت می‌کنند اما طلبگی شغل نیست بلکه باوری عمیق به معانی‌ای بلند است...
طلبگی شغل نیست، یک باور است
قم نیوز، سرویس حوزه‌های علمیه:

فتح دنیا
آرزوی سال‌های نوجوانی من بود.
امپراتوری تصوراتم
شرق و غرب نداشت
و ماسوا را
به خدمت خود می‌پنداشتم…
تا اینکه طلبه شدم.
و همه چیز به هم ریخت.

این متن سردر وبلاگ یک طلبه با عنوان نقاش فقیر است. طلبه‌ای که عکس نوشته‌هایی زیبا در موضوعات مختلف طراحی و در وبلاگ ساده خود منتشر می‌کند. عکس نوشته‌هایی با طعم دلنوشته شاید!

طلبه اگر واقعاً طلبه باشد، بدور از هرگونه غرور و نخوت، خود را عضو کوچکی از چرخه پرعظمت حیات می‌داند. عضوی که پذیرفته است با عشق همه سختی‌های زندگی مادی را به جان بخرد و به جای آنها به اهداف بزرگ خود دست یابد. نمونه بارز این موضوع طلبه ساده ای است که بدون توپ و تفنگ، انقلابی به پا می‌کند انقلابی که تا ابد الگوی همه آزادمردان و آزادگان جهان می‌شود. انقلابی که همه قدرتمندان مادی جهان را انگشت به دهان به حال خود وا می‌گذارد …

چه ها می‌کند این عشق!
در فیضیه که قدم می‌گذاری، با طلبه‌های مختلفی مواجه خواهی شد، پیر، جوان، ایرانی، خارجی و خواهی دید که هرکس با نوع تفکرات و اهداف خود پا به عرصه طلبگی گذاشته است. اهدافی که در عین تفاوت‌های خود همه زیر یک پرچم قرار دارند: تبلیغ دین الله و خدمت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

چه بسیار آدم‌هایی که شاید قبل از طلبگی در رفاه و امنیت کامل بودند و از زمانی که طلبه شدند از خانواده خود نیز
طلبه‌هایی هستند که نان شب هم ندارند و در عین حال خم به ابرو نمی‌آورند، چون به هدف خود پایبندند، به آرمان خود معتقدند و آن را عاشقانه دوست دارند. آرمان‌ها و عقایدی که شاید برای برخی سست و پوچ و بی اساس جلوه کند، اما دیده‌ایم که یک طلبه با همین آرمان‌ها و عقاید و با ثبات قدم کشور نه، بلکه دنیا را فتح کرده است.
طرد شدند، این افراد حقیقتاً بدور از بازی با الفاظ و شعار با خدا معامله کردند. عذاب و سختی‌های دنیوی را به جان خریده و در این مسیر روانه شدند تا به اهداف خود برسند.

طلبه‌ای که پدرش از مولوی‌های اهل تسنن در جنوب کشور بود و پس از تشرف به آیین تشیع و طلبگی از خانواده خود طرد شد و زندگی که در اوج رفاه و آسایش داشت تبدیل شد به زندگی که حتی پول برای خرید کالسکه پچه خود هم نداشته باشد …

یا مثلاً طلبه‌ای که خانواده او با طلبه شدن فرزندشان مخالف بودند و اون به عشق طلبه شدن، به عشق کمک به خلق و رسیدن به خدا همه این ملالت‌ها را با صورتی شادمان به دوش می‌کشد …
طلبه‌هایی که نان شب هم ندارند و در عین حال خم به ابرو نمی‌آورند، چون به هدف خود پایبندند، به آرمان خود معتقدند و آن را عاشقانه دوست دارند. آرمان‌ها و عقایدی که شاید برای برخی سست و پوچ و بی اساس جلوه کند، اما دیده‌ایم که یک طلبه با همین آرمان‌ها و عقاید و با ثبات قدم کشور نه، بلکه دنیا را فتح کرده است.

طلبه‌هایی که وقتی پای حرف دل و درددلشان می‌نشینیم، احساس حقارت خواهیم کرد که اینها کجا و ما کجا، اما هیچکس از حرف دل و درد دل آنها با خبر نیست، خودشان می‌دانند و خدایشان. کسانی که ممکن است چندین بار آنها را در کوچه وخیابان دیده باشیم اما اصلاً فکرش را هم نکنیم که چنین افرادی با چنین وضعیتی هنوز هم معتقد به این راه و این مسیر مانده‌اند و در حال تلاش هستند.

مواظب طلبه‌های غیر طلبه باشیم!
طلبه‌هایی هم هستند که فقط اسم طلبگی را یدک می‌کشند، فقط لباس طلبگی را می‌پوشند و سر درس حاضر می‌شوند و سر ماه هم شهریه خویش را می‌گیرند. اما به منش و روش طلبگی واقف نیستند، طلبه‌هایی که نمک امام زمان (عج) را می‌خورند اما … طلبه‌هایی که به اسم طلبه هستند، اما به رسم و مرام و معرفت نه، کسانی که در عین اینکه طلبه واقعی نیستند، چون مردم آنها را به عنوان طلبه می‌شناسند، اگر خبط و خطایی از آنها سر بزند، مردم آن اشتباه را به پای طلبگی و طلبه‌ها می‌گذارند …

شاید تعداد این افراد به نسبت طلبه‌های واقعی کم باشد، اما ضرورت توجه به این مساله بسیار
طلبه‌هایی هم هستند که فقط اسم طلبگی را یدک می‌کشند، فقط لباس طلبگی را می‌پوشند و سر درس حاضر می‌شوند و سر ماه هم شهریه خویش را می‌گیرند. اما به منش و روش طلبگی واقف نیستند، طلبه‌هایی که نمک امام زمان (عج) را می‌خورند اما …
زیاد است، چرا که جامعه‌ وقتی شخصی را به عنوان طلبه پذیرفت، از او توقع طلبگی دارد و در صورت عدم رعایت این مهم همه چیز سر دیگر طلبه‌ها و طلبگی خراب می‌شود نه صرفاً آن شخص خاطی!

اینکه شخصی باعث رفتن آبروی طلبه‌های واقعی شود و برخی افراد که صرفاً از روی ظاهر قضاوت می‌کنند را نسبت به طلبگی بد بین کند، من نمی‌گویم، خودتان فکر کنید که خداوند چگونه با اون حساب و کتاب خواهد کرد.

در حقیقت طلبه و طلبگی از روی لباس و نعلین و ریش مشخص نمی‌شود، طلبه تعریف خودش را دارد و در رأس آن خدمت به خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نیز خلق خداست، طلبه‌ای که این صفات را داشت، همان طلبه واقعی دوست نداشتنیست …

اما اگر طلبه‌ای واقعاً طلبه باشد، به عشق خدا هر کاری در راستای ترویج دین آن انجام می‌دهد، هر سختی را به جان می‌خرد تا دین اسلام را ترویج کند، تا دل امام زمان خود را شاد کند.
آن‌هایی که با عشق طلبگی می‌کنند، سختی می‌کشند، در ماه رمضان با سه فرزند بدون هیچ وسیله نقلیه‌ای به تبلیغ می‌روند، از خرج خورد و خوراک خود می‌زنند و خرج فعالیت‌های فرهنگی می‌کنند، حقیقتاً جایگاه بزرگی نزد خداوند و اهل بیت (ع) خواهند داشت …

سنگرهای یک طلبه!
تبلیغ، تحصیل، تحقیق و تدریس ۴ سنگری که هر طلبه باید حداقل به یکی از آنها پناه ببرد تا طلبه بماند. مرحله اول تحصیل است و در واقع شرط وقوع سه گزینه دیگر. طلبه‌ای که در ابتدای طلبگی خوب درس بخواند مبلغ و محقق و مدرس خوبی خواهد شد و طلبه‌ای که اهل درس و بحث نباشد در آینده قطعاً دچار مشکل می‌شود.

طلبه‌ها در ابتدا ۱۰ سال دروس پایه را می‌خوانند، دروسی که از اسمشان پیداست، دروس پایه! بعد از این ۱۰ سال وارد مباحث تخصصی که به آنها علاقمندند خواهند شد، فقه، اصول، کلام و …
۶ سال اول این ۱۰ سال، به گفته خیلی از بزرگان بنیه طلبگیست! صرف و نحو و لمعه در این چند سال به پایان می‌رسند و بعد از آن در سال‌های
در حقیقت طلبه و طلبگی از روی لباس و نعلین و ریش مشخص نمی‌شود، طلبه تعریف خودش را دارد و در رأس آن خدمت به خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نیز خلق خداست، طلبه‌ای که این صفات را داشت، همان طلبه واقعی دوست نداشتنیست …
بعدی با این دروس کار خواهند داشت. دروسی که اگر خوب آنها را خوانده باشند، در سیر تحصیل دروس آینده بسیار مؤثر خواهند بود و مسیر پیشرفت را بسیار هموار می‌کنند.

هر یک ساعت درس، حداقل یک ساعت مطالعه و یک ساعت بحث برای تثبیت آن در ذهن می‌طلبد، کلاس و مطالعه که واضح است، اما بحث! بحث طلبگی را به وضوح می‌توان در صحن و مدرس‌های فیضیه و یا شبستان‌های حرم مطهر حضرت معصومه (س/) به نظاره نشست. دو یا سه نفر طلبه، درس استاد را برای هم بازگو می‌کنند و در صورت بیان اشتباه، طرف‌های مقابل اشکالات شخص را به او یاداور می‌شوند، اما کار جایی جالب می‌شود که بحث بالا می‌گیرد. دو طرف بر رأی خود پافشاری می‌کنند و ادله خود را می گویند، شاید برخی از بحث‌های طلبگی ساعت‌ها بر سر یک نکته به طول بیانجامد، در نهایت هر یک به کتب مختلفی مراجعه کنند و … تا بتوانند نظر خود را اثبات کنند. همین امر موجب می‌شود که این مطلب و این نکات در ذهن طلاب حک شده و تثبیت شود.

نمرات قبولی طلاب در امتحاناتی که درس آنرا حضور داشته باشند و اصطلاحاً کلاس رفته باشند ۱۲ و برای دروسی که کلاس نرفته باشند ۱۶ می‌باشد. فرض کنید که طلبه‌ای قصد دارد امتحات فقه پایه هشتم را به شکلی که کلاس آنرا شرکت نکرده امتحان دهد. او باید از یک کتاب عربی سنگین نمره قبولی ۱۶ را کسب کند نه حتی ۱۵٫۵! علاوه بر امتحانات کتبی، طلاب می‌بایست امتحانات شفاهی را نیز با موفقیت نمره قبولی ۱۲ بگیرند. به شکلی که دو نفر ممتحن سوالاتی را شفاهاً از طلبه پرسیده و برای عباراتی از کتاب، تجزیه ترکیب می‌خواهند و طلبه باید، با در نظر گرفتن کلاس و بحث و مطالعه قبلی به ایشان پاسخ دهد.
علما و مراجع عظام نیز بر موضوع درس و مطالعه تاکید بسیار دارند و آنرا اصل و بینه طلبه و طلبگی می‌دانند.

پس اولین سنگر طلبگی، تحصیل است با تمام خصوصیاتی که بیان شد، ان شاء الله بیان و توضیح سنگرهای بعدی در مطالب بعدی…

انتهای پیام / 105
شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۳۰
کد مطلب: 40911
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما *