دوشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۲۵
کد مطلب : 88836
منبع : خبرگزاری تسنیم

کار بسیار سختی که طلبه‌ها با احساس آرامش انجام می‌دادند

قم نيوز : از کنار قبور شهدای مدافع حرم زینبیون، فاطمیون و شهدای گمنام رد می‌شوم، سلام می‌دهم و عرض ارادتی می‌کنم؛ عده‌ای از خانواده‌های شهدا را می‌بینم که روز عید فطری آمده‌اند به بهشت معصومه در کنار قبر شهیدشان.
وصف کار طلبه‌های جهادگر در بهشت معصومه قم / کار بسیار سختی که طلبه‌ها با احساس آرامش انجام می‌دادند
وصف کار طلبه‌های جهادگر در بهشت معصومه قم / کار بسیار سختی که طلبه‌ها با احساس آرامش انجام می‌دادند
به گزارش قم نیوز نماز عید فطر را که می‌خوانم، آماده می شوم تا به سمت بهشت معصومه قم حرکت می کنم. چون روز عید است خیابان ها خلوت تر  است و سریع تر از روزهای قبل به بهشت معصومه می رسم. ساعت حدود 9 و 30 دقیقه صبح است که می رسم. از کنار قبور شهدای مدافع حرم زینبیون، فاطمیون و شهدای گمنام رد می شوم، سلام می دهم و عرض ارادتی می کنم. عده ای از خانواده های شهدا را می بینم که روز عیدفطری آمده اند کنار قبر شهیدشان.

با اینکه تقریبا اوایل روز است ولی هوا حسابی گرم است. به غسالخانه که می رسم چند طلبه های جهادگر را می بینم. روز عید معمولا همه پیش خانواده خود هستند ولی اینجا قضیه فرق دارد. عشق به خدمت و ادای تکلیف روز عید هم این طلبه های جهادگر را به اینجا کشانده است، به غسالخانه اموات کرونایی.
 
خدا را شکر خیلی وقت است آمار فوت شدگان کرونایی بسیار کم شده است و حتی بعضی از روزها بدون فوت شده کرونایی نیز بوده است.

حجت الاسلام دولت شاهی یکی از طلبه های جهادگر فعال در غسالخانه بهشت معصومه است که از ابتدای شیوع بیماری کرونا در قم در امر تیمم و غسل اموات کرونایی فعالیت داشته است. بسیار خاکی و متواضع است و حاضر به مصاحبه نمی شود ولی با اصرار  قبول می کند کمی از زحمات طلبه های جهادگر در اینجا بگوید. حجت الاسلام دولت شاهی می گوید: طلبه هایی که اینجا می بینید که حتی روز عید فطر به جای اینکه کنار خانواده خود باشند به اینجا می آیند به دنبال انجام تکلیف خود هستند، در ایام ماه مبارک رمضان  بارها شاهد بود دوستان با زبان روزه و سختی طوری اموات کرونایی را با عشق و جان غسل می دادند مثل اینکه پدر یا برادر خود را غسل می دهند.

وی ادامه می دهد: روزهای اول که این بیماری اتفاق افتاد اموات را تیمم می دادیم ولی خب بسیار ناراحت بودیم که جنازه مومنین بدون غسل دفن می شوند. با پیگیری و هماهنگی هایی که انجام شد و کار غسل اموات کرونایی آغاز شد بسیار خوشحال شدیم. شاید تعجب کنید با اینکه تیمم میت بسیار راحت است و غسل دادن جنازه آن هم کرونایی کار بسیار سختی است ولی احساس آرامش می کردیم و سختی کار غسل را به جان می خریدیم تا جنازه مومنین بدون غسل دفن نشوند لذا برای انجام این تکلیف شرعی خدا را شکر می کردیم و احساس آرامش داشتیم.

سرگرم صحبت بودیم که گفتند یک جنازه کرونایی آوردند. لباس مخصوص را پوشیدم و همراه طلبه های جهادگر وارد غسالخانه شدم.

کمی خوف ناک بود، اولین جایی که نگاهم را به خود معطوف کرد سنگ غسالخانه بود. جایی که دیر یا زود خیلی از ما به ناچار وارد آن می شویم پس چه بهتر که خود را برای آن روز آماده کنیم. ناخودآگاه نگاهم به جنازه افتاد، میانسال بود و دهانش کمی باز بود! احتمال می دهم کمی با سختی جان داده است.

 صوت را روشن کردند. صدای روضه حاج محمود کریمی می آمد. حال و هوای خاصی بود. طلبه ها با گفتن بسم الله غسل را شروع کردند، آنها ابتدا جنازه را ضد عفونی می کنند سپس غسل میت را آغاز می کنند. غسل با آب سدر، غسل با آب کافور و غسل با آب مطلق، سپس جنازه حنوط می شود یعنی مواضع سجده را با کمی کافور می مالند و دوباره جنازه را ضد عفونی می کنند، سپس میت را  کفن می کنند و بعد از کفن شدن، جنازه در کاور مخصوص قرار داده می شود تا به سمت جایگاه ابدی خود برای دفن برود.

صوت مناجات و روضه حال معنوی را به محیط سرد غسالخانه داده بود، حاج محمود روضه حضرت رقیه سلام الله علیها را می خواند. دیدم بعضی از طلبه ها حین غسل دادن همراه با مناجات و روضه گریه می کنند. حال غریبی است، روز عید و روضه و گریه و غسل میت...

زبان قاصر است از وصف کار این طلبه های جهادگر، چه کار سختی است غسل دادن جنازه آن هم اگر جنازه یک بیمار کرونایی باشد. جنازه ای حتی خانواده خودش می ترسند او را تحویل بگیرند و دفن کنند ولی این طلبه ها هستند که از غسل تا دفن را انجام می دهند و نشان دادند پای تکلیف و وظیفه به میان آید در صحنه حاضر هستند و آماده جان فشانی.
 
از بوی تندی کافور و کلر کمی سردرد گرفته ام، غسل و حنوط و کفن جنازه که تمام می شود او را در کاور قرار می دهند. فعلا خدا را شکر جنازه دیگری نیست و برمی گردیم به قسمت استراحت غسال ها، با یکی دیگر از طلبه ها صحبت می کنم که در قسمت دفن اموات است، حجت الاسلام محمد زنقایی یکی از طلابی است که نماز میت و انجام دفن اموات کرونایی را انجام می دهد. او  از آرامش خاطر بازماندگان اموات کورونایی به خاطر اقدامات طلاب جهادگر می گوید.

حجت الاسلام زنقایی می گوید: خانواده هایی که یکی از عزیزان خود را به واسطه کورونا در بیمارستان از دست می دهند داغ سنگین تری دارند چون معمولا یک تا دو هفته ممکن است بیمار کورونایی در بیمارستان باشد و بعد فوت کند و چون اجازه داشتن همراه ندارد، خانواده ها نمی توانند از نزدیک او را ببینند. موقع تدفین هم نمی توانند جنازه را ببینند چون به دلیل رعایت مسائل بهداشت جنازه با کاور دفن می شود لذا مصیبت و داغ این خانواده ها دو چندان است. با این حال در عین اینکه از غم از دست دادن نزدیکان خود به واسطه بیماری کورونا بسیار ناراحت و غمگین هستند ولی زمانی که متوجه می شوند عزیزشان توسط طلاب جهاد گر غسل و کفن می شود و با رعایت آداب شرعی دفن می شود یک حالت آرامش و تسلی خاطر به آنها دست می دهد.
 
حتی بعضی از خانواده ها تعجب می کردند و می گفتند که ماشنیده بودیم که فوت شدگان کرونایی را غسل و کفن نمی کنند و در گورها رها می کنند که الان فهمیدیم دروغ است. خب واقعا سخت است برای بازماندگان که وداع آخر را نداشته باشند و برای آخرین بار نتوانند صورت عزیز فوت شده خود را به علت رعایت موارد بهداشتی ببینند. یک بار شخصی از این خانواده ها به من گفت بیست روز است پدر خود را از زمانی که به بیمارستان برده ام ندیده ام و الان هم نمیگذارند برای بار آخر صورتش را ببینم ولی وقتی فهمیدم و دیدم که شما طلبه ها جنازه پدرم را غسل، کفن و دفن کردید این مرهمی بر داغ من شد و آرامش خاطر پیدا کردم. خدا به شما قوت دهد.

ساعت را نگاه می کنم که نزدیک اذان ظهر است. طلبه ها آماده می شوند جهت خواندن نماز. نماز را که میخوانیم می بینم یک طلبه که بسیار خوش مشرب است شروع می کند به صلوات گرفتن. بلند می گوید: روز عید است و می دهند برات بر محمد و آل محمد صلوات

بوی عطر صلوات غسالخاله را پر می کند. بی اختیار به سمتش می روم. هنوز درحال صلوات گرفتن از بقیه است. از او می پرسم شما چند وقت است اینجا هستی؟ با خنده می گوید: زیاد مهم نیست، ما هم مثل بقیه دوستان چند وقتی است می آییم اینجا. می پرسم آرزویت چیست؟ نگاهی به من می کند و می گوید: آرزویم این است که هنگام روضه سید الشهداء مرگم فرا برسد.
 
می خواهم با یکی از بانوان غساله هم مصاحبه ای داشته باشم. صحبت که می کنم ابتدا هیچ یک قبول نمی کنند ولی بالاخره یک نفر از بانوان غساله راضی می شود که مصاحبه کوتاهی داشته باشد.

این  بانوی طلبه جهادگر که نخواست نام خود منتشر شود از دلیل حضور خود در غسالخانه می گوید: بعد از شیوع کرونا غساله‌ها راضی نمی‌شدند که تغسیل و تکفین اموات مبتلا به کرونا را انجام دهند و از طرفی هم در روزهای اول تجهیزات حفاظتی وجود نداشت و به همین خاطر با حکم شرعی، اموات با تیمم دفن می‌شدند اما بعد از توصیه رهبر معظم انقلاب و مراجع تقلید در مورد لزوم تغسیل کامل اموات کرونایی، شماری از طلاب و اساتید داوطلب شدند. خب راستش را بخواهید من تا حالا جنازه ای را از نزدیک ندیده بودم چه برسد به اینکه حالا بخواهم آن را نیز غسل بدهم. ولی به خاطر ادای تکلیف و لبیک به رهبر عزیزم پیش قدم شدم و خدا را شکر با عنایت الهی توانستم اینجا هم کمک و خدمتی انجام دهم.
 
ساعت حدود پنج بعد از ظهر است که تصمیم میگیرم برگردم.  هوا همچنان گرم است. از طلبه های جهاد گر خداحافظی می کنم. دوباره از کنار قبور شهدای مدافع حرم رد می شوم. سلامی می دهم و عرض ارادتی. در راه برگشت به این قضیه فکر می کنم که عید فطر امسال متفاوت تر از سال های گذشته بود.

انتهای پیام/ 137
https://qomnews.ir/vdcce4q4.2bq418laa2.html
نام شما
آدرس ايميل شما